محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )

96

شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )

لعنت كردن بعلى ( ع ) نقل كرده‌اند كه ابو سفيان روى شتر سرخى سوار بود و عتبه از جلو ميرفت و معاويه از عقب او شتر را ميراند پيغمبر خدا ( ص ) فرمود : خدا لعنت كند شترسوار و جلودار و راننده را معاويه اين لعنت را حفظ كرد ، و كار خود را انجام داد : معاويه منتظر فرصت ناگهانى بود كه از پيغمبر خدا ( ص ) انتقام بگيرد ، آنگاه كه سلطان مسلمانان شد نميتوانست بنام پيغمبر تصريح نموده و بآنحضرت لعنت كند . بلكه على ( ع ) را لعنت مىكرد و مقصود اصلى او پيغمبر اسلام ( ص ) بود زيرا ميدانست ، پيغمبر خدا ( ص ) فرموده است كسى كه على را لعنت كند به من لعنت كرده و كسى كه مرا لعنت كند ؛ خدا را لعنت نموده است . « 1 » معاويه على ( ع ) را لعنت ميكرد و بفرمانداران و عمال خود دستور داد در همه‌ى شهرها على ( ع ) را لعنت كنند . خطيبهاى معاويه در هر شهرى بالاى منبر رفته و على ( ع ) را لعنت نموده ؛ و از آنحضرت بيزارى ميجستند و نسبت به خود و خاندانش بد ميگفتند . « 2 » اين عمل تا ساليان دراز جزء دستورات و قانون قرار گرفته بود و كسى نميتوانست از زير بار آن فرار كند . علتى براى لعنت كردن على ( ع ) نبود جز اينكه آيه تطهير درباره آنان نازلشده بود « 3 » و معاويه نميتوانست ببيند . فكر و ظلم و ايجاد وحشت در عصر امام على ( ع ) بر سر معاويه مسلط شده بود ، ظلم ، خيانت ، خدعه و غارت و مينمود و باز اگر سياستمدارى از او ميپرسيد عذرى داشت ( كه بگويد به جهت استقرار حكومت خود چنين ميكنم ) ولى آنگاه كه پيروز شده بود ، چه جوابى براى اعتراض داشت ؟ به او گفتند : بآرزوى خود رسيدى ، و شايسته است كه از لعنت على ( ع ) بردارى جواب داد نميشود ، « حتى يربو عليه الصغير و يهرم الكبير » على آنقدر بايد لعنت شود ، كه بچه‌هاى شيرخوار بر آن عادت نموده ، بزرگان پير گردند ! معاويه با اين كلمه « حتى يربو . . . » حقيقت خود را آشكار ساخته است : زيرا مقصود و آرزوى او تنها سلطنت و حكومت نبود بلكه عقده‌اى در دل

--> ( 1 ) دلائل الصدق ج 3 231 نقل از مستدرك حاكم . ( 2 ) ابن ابى الحديد ج 3 صفحه 15 ( 3 ) سوره احزاب آيه 34 « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً »